109- آخرین گلبرگ

دوستم داره
دوستم نداره
دوستم داره
دوستم نداره
. . . . .
و بیچاره یک گلستان گل که باید پرپر میشد تا به اندازه یک گلبرگ دوستم داشته باشی!

Advertisements

دربارهٔ عليرضا

https://tinimal.wordpress.com

2 پاسخ به “109- آخرین گلبرگ

  1. من

    سلام …من که میدونم خودت م ع ا ف شدی .( معافیت عقلی !)
    متاسفم که اینطوری میفکری و بجای دیگران میفکری تو از درد دیگران چه میدونی؟ تو که فعالیت نداری نمیدونی اون تو چه میگذره!!!
    دیگه از اینا نزار تو وبلاگت …

    • البته فکر کنم این کامنت رو باید پای پست قبلی میذاشتی اما درست میگی! من که فعالیتی توی بسیج ندارم شاید خبر نداشته باشم اونجا چی میگذره اما شما که میدونی اونجا چی میگذره تا حالا باتوم تو سرت خورده چشمات سیاهی بره؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: